بیراهه ...

یه روز بود اراده می کردم متن می نوشتم. نوشته هایی که نشون میداد چقدر نسبت به روزهای اول این وبلاگ پیشرفت کردم. و چقدر امیدوار که اصلا کمی جدی تر بگیرم این حرفه رو. اما الان می بینم که نوشتن دلی میخواد که سالم باشه.دل کوچکترین ضربه رو به همه اعضا منتقل میکنه. حساسه. دلی که ضربه بخوره، مغز رو تکون میده. یه روز سه نقطه برام مثه خونه عشق بود. هرچیزی حق ورود بهش نداشت. اما الان انگار خرابه ای شده که هرچیزی رو میشه انداخت توش..فکر میکنم این نشون دهنده این باشه که حالم خوب نیست. به هرحال سه نقطه دیگه سه نقطه قبل تر ها نیست. و این نگران کننده ست برای من. من سه نقطه ای رو که بهترین نباشه نمیخوام...

/ 0 نظر / 17 بازدید